اولين سايت مددكاري اجتماعي ايران- گزارش - مصاحبه - مقاله اجتماعی
دانشگاه با طعم بيکاری

حذف تصاوير و رنگ‌ها

 دانشگاه با طعم بيکاری 

 حامد فوقانی: همشهری آنلاين
در سال‌های اخير تعداد شرکت‌کنندگان در کنکور و آزمون‌های ورودی به مؤسسات آموزش عالی افزايش يافته است
 به‌گونه‌ای که هر سال انتظار می‌رود حدود يک‌و‌نيم ميليون نفر در کنکور کارشناسی دانشگاه‌های دولتی شرکت ‌کنند و بعد هم درصد زيادی از همين شرکت‌کنندگان به سراغ کنکور دانشگاه آزاد بروند. در ضمن در طول سال، دانشگاه‌های پيام نور، علمی کاربردی و... نيز آزمون‌های ورودی برگزار کرده و همچنين بعضی از مؤسسات، اقدام به پذيرش دانشجو بدون کنکور ورودی می‌کنند. خلاصه اينکه خيلی از جوانان به طرق مختلف وارد مؤسسات آموزش عالی می‌شوند اما بحثی که با اين ميزان ورودی و به تبع آن خروجی زياد دانشگاه‌ها مورد توجه قرار می‌گيرد، بازار کار و ميزان موقعيت شغلی فراهم برای فارغ‌التحصيلان اين دانشگاه‌هاست.

درصد قابل توجهی از فارغ‌التحصيلان دانشگاهی هرساله در پيدا کردن شغل ناکام مانده و به جمع بيکاران تحصيل‌کرده می‌پيوندند که درصد قابل توجهی از آنها نيز حتی به شغلی خارج از علاقه و متناسب با توانايی‌هايشان هم دست پيدا نمی‌کنند. طبق گفته سازمان آمار، در حال حاضر متولدان سال‌های 60 تا 66 که بالغ بر 9 و نيم ميليون نفر هستند به سن اشتغال رسيده‌اند که خيل عظيمی از آنها را تحصيل‌کرده‌های دانشگاهی تشکيل می‌دهند.

بحران بيکاری فارغ‌التحصيلان

کم‌توجهی نظام آموزش عالی به نيازهای جامعه يکی از دلايل بروز بحران و بيکاری فارغ‌التحصيلان است، درصورتی که نياز اساسی يک فارغ‌التحصيل دانشگاهی برای رسيدن به شغل‌ و پذيرش مسئوليت‌های تخصصی جامعه، مهارت است؛يعنی فرد علاوه بر داشتن توانايی‌های ذهنی، فيزيکی و سطح تحصيلات و همچنين ويژگی‌های رفتاری چون شخصيت، نوع نگرش، انگيزش و ارزش‌های فردی بايد مهارت‌های فنی، انسانی و ادراکی نيز در طول دوران تحصيل کسب کند.

اما اينگونه که مشخص است بين دوره‌ها و موارد آموزشی دانشگاه با آنچه بازار کار از بعد مهارت فنی و علمی می‌طلبد تناسب منطقی برقرار نشده است و از طرف ديگر قبل از فارغ‌التحصيلی دانشجويان معيارهای مناسبی برای ارزيابی آنها از حيث حداقل توانمندی علمی و عملی وجود ندارد. همچنين دانشگاه‌ها و اساتيد نيز نتوانسته‌اند به خوبی روحيه علمی دانشجويان را برای پيدا کردن کار مفيد خود و جامعه تقويت کنند.

دلايل ديگری مثل اينکه« انگيزه درصدی از جوانان از ورود به دانشگاه چيست؟» نيز بر بيکاری آنها بعد از دانشگاه تأثير خواهد گذاشت. در ميان دانشجويانی که با انگيزه کسب علم و دانش و تحقيق و بعد ورود به عرصه بازار کار وارد دانشگاه می‌شوند، عده‌ای هم هستند که قبل از دانشگاه انگيزه‌ای متفاوت با اين گروه دارند و عده‌ای هم در طول دوران تحصيل در دانشگاه به واسطه عوامل بيرونی انگيزه‌ها يا بهتر بگوييم مشغله‌های جانبی ديگری به غيراز فعاليت‌هايی که اول از همه بايد انجام بدهند، پيدا می‌کنند.

عده‌ای برای اينکه داشتن مدرک را جزئی لاينفک از مقدمات ازدواج می‌دانند، عده‌ای برای رهايی از نظارت خانواده، عده‌ای برای پيدا کردن همسر، عده‌ای برای به تعويق انداختن زمان سربازی، عده‌ای برای فعاليت در زمينه‌های سياسی دانشجويی و... وارد دانشگاه می‌شوند. متأسفانه خيلی از اين دانشجويان موقع انتخاب رشته تحصيلی هم هيچ اهميتی به استعداد، توانايی و علاقه خود نمی‌دهند. حال آنکه خيلی از مسئولين امر، هدايت و سوق دادن جوانان به سمت و سوی امور سودمند و مناسب برای آنها و جامعه را خارج از حوزه فعاليت و کنترل نظام آموزش عالی می‌دانند و اين خود عاملی بر پيشرفت مشکلات فوق بوده است.

مدرک‌های بی‌کارکرد، استرس‌های بی‌حد

به هر حال افراد زيادی وارد دانشگاه شده  و سپس با توانايی، اهداف و انگيزه‌های مختلفی فارغ‌التحصيل می‌شوند اما نکته حائز اهميت ديگر اين است که بی‌شک يک فرد با مدرک فوق ديپلم، ليسانس و فوق ليسانس ديگر حاضر نخواهد بود تن به هر کاری بدهد؛ حتی کارهايی که قبل از دانشگاه برای آنها ارزش قائل شده و گزينه اصلی برای او بوده است. چه بسا شايد اگر وارد همان شغل شود از لحاظ مالی در وضعيت به‌مراتب بهتری نسبت به موارد شغلی‌ای که نياز به مدرک دانشگاهی دارند، قرار بگيرد.

بنابراين بيکاری بعد از دانشگاه به هر دليلی ممکن است برای فرد فارغ‌التحصيل ايجاد شود؛ فارغ‌التحصيلی که ممکن است در طول دوران دانشگاه ازدواج کرده و حالا ديگر يک شريک زندگی را در کنار خود داشته باشد. اما روشن است که بيکاری در افراد - مخصوصا سرپرست‌های خانواده- می‌تواند مشکلات حادی را هم برای خانواده آنها و هم جامعه ايجاد کند. انتظار خانواده از فرزندی که چندين سال او را به‌دليل شرايط سنی و تحصيل حمايت کرده‌اند اين است که بعد از اتمام دوره دانشگاه هرچه زودتر وارد بازار کار شود. اين انتظار باعث فشارهای روانی زيادی برجوان می‌شود، چنان‌که طبق بررسی‌های به عمل آمده چنين فشارهايی قدرت ايمنی بدن را کاهش داده و بنابراين فرد آسيب‌پذيرتر خواهد شد. البته طبق همين تحقيقات، شخص با يافتن کار مناسب خيلی زود قدرت ايمنی خود را باز می‌يابد.

عواملی نيز هستند که می‌توانند باعث تشديد فشارها برجوان شود؛ از جمله اين عوامل اين است که جوان در طول دوران تحصيل ازدواج کرده يا بعد از دانشگاه در شرف ازدواج باشد، جوان هنگام انتخاب رشته در زمان کنکور با پافشاری تمام، رشته مورد علاقه خود را انتخاب کرده و گزينه‌هايی که خانواده به او پيشنهاد می‌کنند را رد کند، دانشجو در طول دوران دانشگاه به تمجيد و تعريف از رشته‌ای بپردازد که در آن مشغول به کسب دانش است يا عواملی ديگری مثل سن بالای نان‌آور خانواده، در مضيقه بودن خانواده از لحاظ مادی، مشغول به کار شدن ديگر فرزندان و به قولی سر و سامان گرفتن آنها و بيکار ماندن فارغ‌التحصيل جديد در خانواده و... .

در چنين شرايطی آنچه می‌تواند به روند خانه و خانواده کمک کند، مديريت بر استرس و اضطراب ناشی از بيکاری است. در وهله اول خانواده و جوان تازه فارغ‌التحصيل شده نبايد زمان لازم برای يافتن کار مناسب را برای خود محدود کنند. تعيين يک مدت زمان مشخص برای يافتن کار چند پيامد را به‌دنبال دارد: اول اينکه باعث افزايش استرس بر جوان و سپس تنش‌ها در خانواده می‌شود. دوم اينکه جوان خود را مجاب می‌کند که بايد حتما کاری داشته باشد و اين باعث می‌شود تا نخستين فرصت شغلی را که برايش ايجاد شده و حتی شايد به رشته تحصيلی‌اش هم مربوط نباشد، قبول کند. حال ممکن است اين شغل از حد انتظار پايين‌تر بوده و خود او هم اين موضوع را نفهمد.

مشغول به کار شدن در چنين شغلی نتايج ديگری به همراه دارد؛ مطمئنا اين جوان به جای اينکه امکان‌های شغلی را برای خود افزايش دهد، با اين کار کلا آنها را از بين برده است. موارد بسيار زيادی ديده شده‌اند حاکی از اينکه اشخاص در شغلی غيرمرتبط با رشته تحصيلی خود مشغول به کار شده و با گرفتن نخستين حقوق، سال‌های سال خود را درگير کار و زندگی کرده‌اند و حالا ديگر امکان بيرون آمدن از آن شغل و جست‌وجو برای شغلی جديد وجود ندارد، چه بسا که از شغل فعلی خود و مزايای آن رضايت کافی ندارند.

در بعضی موارد ديگر، جوان در جايی مشغول به کار می‌شود که فضای شغلی مناسب را برای او نداشته و هماهنگ‌نبودن فضا با روحيات او باعث وارد شدن استرس بيشتر به وی می‌شود ولی چه کند که ناچار به تحمل شرايط است و تنها چيزی که می‌تواند برايش مؤثر واقع شود راهکارهای کنار آمدن با شغلی است که از آن تنفر دارد. البته اينکه يک جوان چنين مجبور می‌شود زمان پيدا کردن کار را برای خود کاهش دهد بيشتر در خانواده‌هايی رخ می‌دهد که فرزندشان را با ديگران مقايسه می‌کنند.

در وهله‌های بعدی جوان و خانواده‌اش بايد سعی کنند به‌دنبال راه‌هايی باشند که می‌توانند به يک شغل مناسب ختم شوند. در نظر داشته باشيد که ساده‌ترين راه هميشه بهترين راه نيست. مثلا اينکه بعضی‌ها فقط در روزنامه‌ها به‌دنبال کار می‌گردند اما غافل از اينکه خيلی از نهادها و اداره‌های دولتی، کارخانه‌ها، شرکت‌ها و... اقدام به جذب نيرو کرده و اطلاعيه‌های خود را از طريق سايت‌شان اعلام می‌کنند.

حتی می‌توانيد خود اشتغال‌زايی را نيز يک راه بدانيد. اگر واقعا به توانايی خود ايمان داريد، نترسيد و با در نظر گرفتن حداقل سرمايه اوليه، شروع کنيد. در اين مسير بد نيست سری به صندوق‌های تأمين اعتبار کارآفرينی بزنيد و از چند و چون تسهيلات آنها اطلاعاتی به دست آوريد. اما اين را هم بدانيد که اگر فکر می‌کنيد گرفتن وام و اقساط آن برايتان استرس‌زاست دور اين مورد را خط بکشيد.

بنگاه‌های کاريابی نيز می‌توانند مفيد واقع شوند اما تمام تلاش و گزينه‌های خود را محدود به آنها نکنيد و همه مواردی که می‌توانند برايتان يک فرصت شغلی ايجاد کنند را در نظر بگيريد. 

خيال نکنيد بعد از دانشگاه همه چيز در حد همان مدرک‌تان تمام شده است. همان ‌طور که گفته شد خيلی از مهارت‌ها در دانشگاه آموزش داده نمی‌شوند؛ پس سعی کنيد مواردی را که فهميده‌ايد نياز است تا به يک شغل مناسب دست پيدا کنيد (مثل زبان انگليسی، نرم‌افزارهای رايانه‌ای، مهارت فنی و...) و تا به حال اقدامی برای فراگيری آنها نکرده‌ايد، همين حالا ياد بگيريد. در ضمن فارغ‌التحصيلان ارتباط خود را با استاد دروس تخصصی رشته تحصيلی از دست ندهند. در اين زمان که آنها همه واحدهای دانشکده را گذرانده‌اند بهترين موقع است تا از استادان برای پيدا کردن شغل مرتبط با رشته خود مشاوره بگيرند.
 

نشاني مطلب در وبگاه اولين سايت مددكاري اجتماعي ايران:
http://www.socialworkeriran.com/find.php?item=1.21.1571.fa
برگشت به اصل مطلب