اولين سايت مددكاري اجتماعي ايران- گزارش - مصاحبه - مقاله اجتماعی
دختر خوشبخت

حذف تصاوير و رنگ‌ها

دختر خوشبخت 

 خاطره بهفر:
دخترتان پاک و نجيب است، در تربيت و فراهم کردن امکانات برای او کوتاهی نکرده‌ايد‌
 با هزار زحمت جهيزيه‌ای برايش تدارک ديده‌ايد که کم و کاستی ندارد‌، خواستگار را به‌قدر کافی دوانده‌ايد تا به عشق و اراده راسخش برای ازدواج مطمئن شويد، با چند دوست و آشنا و نيز هم محلی‌های داماد به‌صحبت و مشورت نشسته‌ايد و ايرادی نيافته‌ايد‌.

همه می‌گويند‌: پسر خوبی است. با خود گفته‌ايد‌: دستش هم که به‌دهانش می‌رسد. شايد دخترتان ديگر خواستگار مناسبی مانند او پيدا نکند‌، خانواده داماد هم که مهريه و جشن مورد نظر شما را پذيرفته‌اند، همه کار کرده‌ايد، اما باز هم هنگامی‌که خطبه عقد را می‌خوانند نگرانيد، دلتان می‌لرزد. حق داريد؛ درميان دوست و فاميل دخترهايی بوده‌اند که با همه اين مقدمات زندگی مشترکشان را آغاز کرده‌اند اما سرانجام خوشی نداشته‌اند، زندگی‌هايشان به حرمت شکنی، تلخی و تنهايی و سرگردانی در دادگاه‌های خانواده رسيده و... و چقدر تلاش و رنج، تنها برای نشاندن مهر طلاق بر شناسنامه.

پدر و مادرهای آنها هم برای خوشبختی دخترشان از هيچ فداکاری‌ای دريغ نکرده‌اند اما دلخون شده‌اند و نااميد. برخی از آنها در سال‌های نخست زندگی مشترک شاد و راضی بوده‌اند اما پس از سال‌ها به دردسر افتاده‌اند‌؛ شوهر ظرفيت پولدارشدن را نداشته و به فساد و هوسرانی افتاده يا دود اعتياد‌، عقل و انصاف و مسئوليت‌پذيری‌اش را کمرنگ و کمرنگ‌تر کرده و گاه خشونت‌های رفتاری‌اش آن‌قدر شدت گرفته و آزار‌دهنده شده که امنيت جان و روان خانواده را تهديد ‌کرده است. کسی از آينده خبر ندارد. مبادا دختر من هم؟

به‌راستی چه بايد کرد‌؟ کدام تدبير می‌تواند هر چه بيشتر از نگرانی‌های پدر و مادری که با چشمان خيس‌، نگاهی نگران و دلی پر تپش دخترشان را روانه خانه بخت می‌کنند، بکاهد؟

بيراه نيست اگر بگوييم يکی از اين تدابير آن است که پيش از تهيه جهيزيه و در باز کردن روی خواستگار و تدارک جشن و... سری به دادگاه‌های خانواده زده و با نگاهی عميق به تجارب مراجعين آنجا نگريسته و با ذهنی باز و جست‌وجوگر به درد‌دل‌های آنها گوش دهيم که تجاربشان سخت آموزنده است و راهگشا، آنگاه خواهيم شنيد که‌:

1- اگر محيط خانواده دختر به‌لحاظ روانی و عاطفی‌، امن، گرم و صميمانه باشد تصميم او برای ازدواج عاقلانه‌تر خواهد بود‌. دختری که با پدر و مادر رابطه‌ای دوستانه داشته و حسن‌نيت‌، آگاهی و تجارب ايشان را شايسته تکيه و باور بداند‌، به‌سادگی با شنيدن هر ندايی به‌نام خواستگاری عقل نمی‌بازد و محاسبات و برنامه‌ريزی‌های بلندمدت زندگی‌اش را بر هم نمی‌زند و از گرداب انتخاب‌ها و ازدواج‌های عجولانه و بر پايه احساسات خام و سطحی و زودگذر در امان خواهد بود‌.

2- خوب است خانواده دختر بدانند که اگر دختر به بلوغ فکری،عاطفی و روانی کافی نرسيده، استعدادهايش شکوفا نشده و به هويت و جايگاه اجتماعی دست نيافته و به بيان ديگر زمان ازدواجش نرسيده‌ و از راه رسيدن مناسب‌ترين خواستگار هم نبايد زمان ازدواج او را نزديک‌تر سازد و عدم‌آمادگی دختر برای ازدواج را از يادها ببرد‌. اينکه مرد (خواستگار)به شرايط و بلوغ اجتماعی، شغلی‌، فکری‌، اقتصادی و... لازم برای ازدواج دست يافته دليل موجهی برای آن نيست که دختر ما با پاسخ مثبت دادن به او، خودش از رشد فکری و اجتماعی و... بازماند.

دختر، پيش از آنکه دختر باشد و نيازمند ازدواج و زندگی مشترک‌، يک انسان است و به‌عنوان يک انسان نيازمند تکامل روحی، معنوی و شکوفايی استعدادهايش... . همانطور که تنها وظيفه مرد‌، پدر‌شدن و زن‌داری نيست‌، تنها وظيفه دختر نيز به شوهر‌داری و مادر شدن خلاصه نمی‌شود‌. داشتن همسر شايسته امتياز چشمگير و قابل توجهی در رسيدن به خوشبختی است اما همه خوشبختی نيست‌. برای همه انسان‌ها ( زن و مرد) به‌ثمر رسيدن توانايی‌های فکری و شکوفا شدن خلاقيت‌های ويژه هر فرد و شرکت داشتن در گرداندن چرخ جامعه‌، درخشان‌ترين جلوه خوشبختی است.

3- يکی از ثمرات شکوفا شدن استعداد دختر، يافتن توانايی مالی است و داشتن اين توانايی و استقلال برای زن در قالب زندگی مشترک، همه سود است و يک تکيه‌گاه استوار و پايدار‌. اگر تنها تکيه‌گاه اقتصادی زن‌، شوهر او باشد و... شوهر فوت کند يا زندگی مشترک به جدايی بينجامد، اگر مرد به‌دليل بيماری يا يک سانحه از کار افتاده شود و يا اگر تلاش‌های او برای تأمين هزينه‌های زندگی خانواده کافی نباشد و... در همه اين موارد داشتن شغل و توانايی اقتصادی زن گره‌گشاست‌.

4- در شرايط کنونی جامعه‌، دختر می‌تواند با استفاده از شروط ضمن عقد، برخی حقوق مانند حق طلاق، حق سرپرستی فرزندان، حق‌داشتن شغل و ادامه تحصيل، انتخاب محل سکونت و... را در عقدنامه برای خود ثبت کند‌. آنچه در دادگاه‌های خانواده همواره قابل مشاهده است اين است که نداشتن هر يک از اين حقوق می‌تواند مشکلات فراوانی را در زندگی مشترک پديد آورد برخلاف گفته مشهور «مهرم حلال، جونم آزاد» در دادگاه‌ها می‌بينيم که زنان بسياری که زندگی مشترک به‌ دلايل گوناگون برايشان غيرقابل تحمل‌شده، سال‌هاست که مهرشان را حلال کرده‌اند اما جانشان آزاد نشده است.

يکی از نگرانی‌هايی که ممکن است داماد را در واگذاری حق طلاق به همسر آينده‌اش سست و هراسان کند وجود مهريه سنگين است و نگرانی او بی‌جا هم نيست‌؛ اگر زن حق طلاق و نيز مهريه سنگين داشته باشد‌، گويی شوهر، چکی با مبلغ هنگفت در دست ديگری دارد که هر لحظه بايد در اضطراب و انتظار به اجرا گذاشته شدن آن باشد‌.

بهتر است واقع‌بين باشيم و به‌جای پافشاری بر افزودن شمار سکه‌های مهريه در عقدنامه‌، حقوقی نقد و واقعی همچون حق طلاق، حق سرپرستی فرزندان، حق داشتن شغل و ادامه تحصيل و نپذيرفتن رقيب(هوو) به هيچ شکل را برای دخترهايمان زنده کنيم. اگر بر قيد شدن مهريه سنگين و خارج ازتوان مالی مرد‌، در عقدنامه پافشاری نکنيم داماد با خيالی آسوده‌تر حق طلاق و ساير حقوق را به همسرش خواهد داد چراکه به‌بيان ديگر مشاهده خواهد کرد که خانواده عروس برای او کيسه ندوخته‌اند‌.

آيا اينکه داماد درصورت نارضايتی از دختر تنها به‌خاطر ترس از مهريه سنگين و غيرمعقول او‌، همسرش را به‌تلخی تحمل کند و گاه نيز به گريزگاه ناپسند خيانت پناه برد، ارزشمند است يا آنکه مرد همواره مراقب رفتارش باشد تا مبادا با آزار دادن زن‌، او (همسرش) را که دارای حق طلاق و حق سرپرستی فرزندان است‌، از دست بدهد وزندگی خانوادگی‌اش از هم بپاشد.

يکی از توجيهاتی که برای ندادن حق طلاق به زن شنيده می‌شود اين است که اگر زن حق طلاق داشته باشد به‌دليل احساساتی بودن، به هر بهانه‌ای می‌خواهد طلاق بگيرد. تجربه نشان می‌دهد که زن به‌دليل همان احساس و عاطفه و تعلق خاطری که به همسر و فرزندانش دارد از هيچ تلاشی برای حفظ کانون خانواده و زندگی مشترک دريغ ندارد.

از سوی ديگر در جامعه کنونی ما مرد با آنکه حق طلاق دارد و پس از جدايی نيز با عدم‌امنيت اجتماعی و اقتصادی و عاطفی و مشکلاتی که زنان مطلقه دارند روبه‌رو نخواهد شد، به‌سادگی سراغ جدايی نمی‌رود و بيشتر در پی حل مشکلات زندگی زناشويی‌اش می‌رود‌، چگونه است که نگرانيم مبادا زن با وجود آگاهی به همه مشکلات پس از جدايی، هر دم در پی رها کردن شوهر و خانواده‌اش باشد؟ واقعيت آن است که زنانی که برای طلاق گرفتن به دادگاه می‌روند، همه راه‌ها برای ساختن و حل مشکلات زندگی زناشويی را پيموده و به بن‌بست رسيده‌اند‌.

داشتن زندگی مشترک موفق نيازمند به‌دست آوردن آگاهی و مهارت‌های بسيار برای گشودن گره‌های زندگی زناشويی است؛ آگاهی و مهارت در زمينه‌های روانشناسی، حقوقی، قانونی و... .
 

نشاني مطلب در وبگاه اولين سايت مددكاري اجتماعي ايران:
http://www.socialworkeriran.com/find.php?item=1.21.1551.fa
برگشت به اصل مطلب