مددكاري؛ از قوانين اليزابت تا تعهدات اعضاي سازمان ملل بر اساس تعريفي كه كارشناسان مددكاري در سال 2000 در مونترال كانادا به آن رسيدند، مددكاري اجتماعي حرفهاي است خواستار ارتقاي سطح بهزيستي مردم كه اين هدف را با ارتقاي سطح روابط انساني و بهبود تحولات اجتماعي و نيز توانمندسازي جامعه پيگيري ميكند. مستندات تاريخي ايران نشان ميدهد كه رفاه، امنيت و خدمات اجتماعي ايران، ريشه در ايران باستان دارد. اما پس از دوران طلايي تاريخ ايران، تا زماني كه كشورهاي غربي، اين مفاهيم را در قالب مفاهيم مدرن اجتماعي به دنيا عرضه كردند، اين موضوعات اجتماعي در ايران به فراموشي سپرده شد. با گسترش شهرنشيني و مشكلات خاص آن و تحولات علمي، صنعتي و نظامي در كشورهاي گوناگون دنيا و ضربههايي كه اين تحولات برجامعه بشري وارد كرد، در اروپاي قرن هفدهم، قوانين محلي و كشوري خاصي به وجود آمد. از ميان اين قوانين ميتوان به قانون فقراي اليزابت در انگلستان 1601 و برنامه محلي توماس چالمرز در اسكاتلند اشاره كرد. در قانون فقراي اليزابت به سه گروه افراد بيكار و مستمند، كودكان بيسرپرست و افراد معلول و از كار افتاده رسيدگي ميشد. بعد از آن، لزوم حمايت از نابينايان و ناشنوايان و حمايت از بيماران رواني پيش آمد و در سال 1880 نخستين مركز رفاه داير شد. براي نخستين بار قانون تأمين اجتماعي در كشور آلمان مدون شد. پس از آن قانون امنيت اجتماعي در سال 1993 به تصويب رسيد. اين قانون براي حمايت از خانوادههاي بيسرپرست و آسيبديدگان اجتماعي مصوب شده بود. در ايران مددكاري اجتماعي در سال 1337 با گشايش آموزشگاه خدمات اجتماعي راهاندازي شد، اين آموزشگاه توسط خانم فرمانفرمايان در نهصدوپنجاهودومين جلسه شورايعالي فرهنگ وقت به تصويب رسيد. مددكاري اجتماعي از سال 1337 بهعنوان رشتهاي مستقل در ايران داير و آموزش دانشجويان در مقاطع كارشناسي و كارشناسيارشد اين رشته آغاز شد. اين روند تا سال 1358 ادامه داشت. از اين تاريخ تا سال 1371 آموزش مددكاري اجتماعي متوقف شد و در سال 1372 با تشكيل دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي و اقدامات اين دانشگاه برنامه كارشناسي و متعاقب آن كارشناسي ارشد و دكتراي اين رشته به تصويب وزارت بهداشت و درمان رسيد. مددكاري اجتماعي براي ارائه خدمات حرفهاي خود از سه روش مستقيم استفاده ميكند: مددكاري فردي، گروهي و اجتماعي. - مددكاري فردي يا كار با فرد: خدمات حرفهاي را به فرد داراي مشكل و خانواده او ارائه ميكند. - مددكار گروهي يا كار با گروه: خدمات حرفهاي را از راه گروههاي داراي مشكل و با استفاده از خاصيت گروه، به اعضاي گروه ارائه ميكند. - مددكاري جامعهاي يا كار با جامعه: خدمات حرفهاي را از طريق كمك به افراد جامعه با محدوده مشخص و از طريق گروههاي درون آن جامعه، با استفاده از حقوق برنامهريزي و اجراي طرحهاي توسعه و ارزشيابي خدمات عام المنفعه ارائه ميكند. مددكاري اجتماعي از بسياري جهات شباهتهاي زيادي با رشتههاي روانشناسي و مشاوره دارد و تفاوتهايي نيز با آن رشتهها دارد. تفاوت مددكاري با رشتههاي روانشناسي و مشاوره در اين است كه مددكاري اجتماعي علاوه بر اينكه از روشهاي مشترك از قبيل: مصاحبه، مشاوره و مشاهده بهره ميگيرد داراي ابزار گوش سوم و چشم سوم نيز هست كه دقت نظر و عمل مددكار را بيشتر ميكند. مددكاران اجتماعي نقش كليدياي در دستيابي به اهداف هزاره سوم دارند، چرا كه آنها در بطن جامعه و در ميان مردم فعاليت ميكنند. اهداف هزاره سوم شامل ريشهكني گرسنگي و فقر شديد، احقاق آموزش ابتدايي همگاني، ارتقاي برابري جنسيتي و توانمندسازي زنان، حذف نابرابري جنسيتي در آموزش ابتدايي و متوسطه، كاهش ميزان مرگ و مير كودكان، بهبود بهداشت مادران، مبارزه با گسترش بيماري ايدز و مالاريا و حصول اطمينان از پايداري محيطزيست است كه تمامي 191 دولت عضو سازمان ملل متحد متعهد هستند تا سال 2015 به اين اهداف دست يابند. • روزنا |