[صفحه اصلي ]    
اولين سايت مددكاري اجتماعي ايران awt-yekta http://www.socialworkeriran.com
بخش‌هاي اصلي
درباره پايگاه::
اخبار و رويدادها::
مقالات::
پيوندها::
قوانين::
::
جستجو در پايگاه

جستجوي پيشرفته
دريافت اطلاعات پايگاه
نشاني پست الكترونيك خود را براي دريافت اطلاعات و اخبار پايگاه، در كادر زير وارد كنيد.
آخرين مطالب بخش
:: شهريه هايی که از جيب معلولان می رود
:: فشار گرانی سکه روی دوش بدهکاران مهريه
:: 0 7درصد بازنشستگان زير خط فقر هستند
:: لايحه جديد فرزند خواندگی کودکان بی‌سرپرست را به خانه‌ها می‌برد
:: ارايه خدمت به معلولان در حد مطلوب نيست
:: 55 درصد هزينه‌های درمان را مردم پرداخت می‌کنند
:: جزئيات برنامه های مربوط به آسيبهای اجتماعی وزارت کار، تعاون و رفاه
:: سوءاستفاده از عنوان مددکار اجتماعی
:: فرار از خانه؛ يک معلول و هزاران علت
:: نمايشگاه \"کودکان کار\" در فرهنگسرای اميد برگزار می شود
:: يلدا با طعم پايين شهر/ پسته های آنجا خندان نيست
:: دوره بيکاری متقاضيان کار جزو سابقه خدمت محسوب می‌شود
:: بيکاران معلول با 16 سال سابقه پرداخت حق بيمه بازنشسته می‌شوند
:: گلايه از پرداخت نشدن حق بيمه سهم کارفرمای معلولان در 9 ماه گذشته
:: بلاتکليفی 130بی خانمان مبتلا به ايدز/کميته امداد از کارتن خوابها ضامن می‌خواهد
:: اعتياد به ترامادول شديدتر از اعتياد به مواد تزريقی است
:: مرگ ۲۱۶۹ معتاد از فروردين تا مهرماه ۹۰
:: شيشه؛ توهم صعود يا واقعيت سقوط
:: عوامل اخلاقی مؤثر در کاهش تصادفات/ درون ماشين بداخلاق می‌شويم!
:: اميدهايی که در پس قانون جامع حمايت از حقوق معلولان رنگ باخته‌اند...
:: فراخون بان کی‌مون برای تلاش مشترک دولت‌ها و معلولان به منظور دستيابی به توسعه پايدار
:: درخواست کودکان بی سرپرست از وزير دادگستری
:: بلاتکليفی قانون جامع حمايت از معلولان از سال 83 تاکنون
:: 20 سال آينده نيز سالی يک ميليون مبتلای جديد HIV خواهيم داشت
مفاد قانون جامع معلولين

ماده1. دولت موظف است زمينه های لازم را برای تأمين حقوق معلولان، فراهم وحمايت های لازم را از آنها به عمل آورد.

 تبصره. معلول در اين قانون به افرادی اطلاق ميگردد که به تشخيص کميسيون پزشکی سازمان بهزيستی براثر ضايعه جسمی، ذهنی،روانی يا توأم ، اختلال مستمر در سلامت و کارايی عمومی وی ايجاد گردد. به طوری که موجب کاهش استقلال فرد در زمينه های اجتماعی و اقتصادی شود.

ماده 2. کليه وزارتخانه ها، سازمانها وموسسات و شرکتهای دولتی و نهادهای عمومی و انقلابی موظفند در طراحی، توليد و احداث ساختمانها و اماکن عمومی و معابر و وسايل خدماتی به نحوی عمل نمايند که امکان دسترسی و بهره مندی از آنها برای معلولان همچون افراد عادی فراهم گردد.

تبصره1. وزارتخانه ها ، سازمانها و موسسات و شرکتهای دولتی و نهادهای عمومی و انقلابی موظفند جهت دسترسی و بهره مندی معلولان ، ساختمانها و اماکن عمومی ، ورزشی ، تفريحی ، معابر و وسايل خدماتی موجود را در چهارچوب بودجه های مصوب سالانه خود مناسب سازی نمايند.
تبصره 2. شهرداريها موظفند از صدور پروانه احداث و پايان کار برای آن تعداد از ساختمانها و امکان عمومی و معابری که استانداردهای تخصصی مربوط به معلولان را رعايت نکرده باشند خودداری نمايند.
تبصره 3 . سازمان بهزيستی کشور مجاز است بر امر مناسب سازی ساختمانها و اماکن دولتی و عمومی دستگاه های مذکور در ماده فوق نظارت و گزارشات اقدامات آنها را درخواست نمايد.
تبصره 4 . آيين نامه اجرايی ماده فوق ظرف سه ماه مشترکا توسط وزارت مسکن و شهرسازی ، سازمان بهزيستی کشور و سازمان مديريت و برنامه ريزی کشور تهيه و به تصويب هيأت وزيران خواهد رسيد.
ماده 3. سازمان بهزيستی کشور موظف است در چارچوب اعتبارات مصوب در قوانين بودجه سالانه اقدامات ذيل را به عمل آورد:

    الف . تامين خدمات توانبخشی ، حمايتی ، آموزشی و حرفه آموزی موردنياز معلولان با مشارکت خانواده های معلولان و همکاری بخش غيردولتی (خصوصی ، تعاونی ، خيريه) و پرداخت يارانه (کمک هزينه ) به مراکز غيردولتی و خانواده ها .

  ب. گسترش مراکز خاص نگهداری ، آموزشی و توانبخشی معلولان واجد شرايط (معلولان نيازمند ، معلولان بی سرپرست ، معلولان مجهول الهويه ، معلولان با ناهنجاريهای رفتاری) با همکاری بخش غير دولتی و پرداخت تسهيلات اعتباری و يارانه (کمک هزينه) به آنها.

  ج. تامين و تحويل وسايل کمک توانبخشی موردنياز افراد معلول .

  د. گسترش کارگاه های آموزشی ، حمايتی و توليدی معلولان و ارايه خدمات توانبخشی حرفه ای به معلولان جهت توانمندسازی آنان.

  تبصره . کارگاه های آموزشی ، حمايتی و توليدی معلولان موضوع ماده فوق از شمول قانون کار مصوب 29/8/1369مستثنی خواهد بود.

ماده 4- معلولان می توانند در استفاده از امکانات ورزشی ، تفريحی ، فرهنگی و وسايل حمل و نقل دولتی (مترو ، هواپيما ، قطار) از تسهيلات نيمه بها بهره مند گردند.

تبصره . وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، سازمان تربيت بدنی و شهرداريها موظفتند کتابخانه ، اماکن ورزشی ، پارک و امکان تفريحی خود را به نحوی احداث و تجهيز نمايند که امکان بهره مندی معلولان فراهم گردد.
ماده 5. افراد تحت سرپرستی معلولان با معرفی سازمان بهزيستی کشور تحت پوشش بيمه خدمات درمانی و معلولان تحت پوشش بيمه خدمات درمانی و بيمه مکمل درمانی قرار می گيرند.

ماده 6. يکی از فرزندان اوليايی که خود ناتوان و معلول بوده (هر دو يا يکی از آنها معلول باشد) و يا حداقل دو نفر از فرزندان آنها ناتوان و معلول باشد از انجام خدمت وظيفه عمومی معاف می گردد.

تبصره . همسرانی که زن ناتوان و معلول خود را سرپرستی می نمايند مادامی که سرپرستی همسر ناتوان و معلول را برعهده داشته باشند از انجام خدمت وظيفه عمومی معاف می گردند.

ماده 7. دولت موظف است جهت ايجاد فرصت های شغلی برای افراد معلول تسهيلات ذيل را فراهم نمايد:
الف. اختصاص حداقل سه درصد از مجوزهای استخدامی (رسمی ، پيمانی ، کارگری) دستگاه های دولتی و عمومی اعم از وزارتخانه ها ، شرکتها و موسسات ، شرکتها ، نهادهای عمومی و انقلابی و ديگر دستگاه هايی که از بودجه عمومی کشور استفاده می نمايند به افراد معلول واجد شرايط .

  ب. تامين حق بيمه سهم کارفرما توسط سازمان بهزيستی کشور و پرداخت آن به کارفرمايانی که افراد معلول را به کار می گيرند .

  ج. پرداخت تسهيلات اعتباری به واحدهای توليدی ، خدماتی ، عمرانی و صنفی و کارگاه های توليدی حمايتی در مقابل اشتغال افراد معلول به ميزانی که در قوانين بودجه سالانه مشخص می گردد .
د. پرداخت تسهيلات اعتباری خوداشتغالی (وجوه اداره شده) به افراد معلول به ميزانی که در قوانين بودجه سالانه مشخص می گردد.

  ه . پرداخت تسهيلات اعتباری (وجوه اداره شده) جهت احداث واحدهای توليدی و خدماتی اشتغالزا به شرکتها و موسساتی که بيش از شصت درصد سهام و سرمايه آنها متعلق به افراد معلول است.
و. اختصاص حداقل شصت درصد از پستهای سازمانی تلفنچی (اپراتور تلفن) دستگاه ها ، شرکتهای دولتی و نهادهای عمومی به افراد نابينا و کم بينا و معلولان جسمی ، حرکتی .

  ز. اختصاص حداقل شصت درصد از پست های سازمانی متصدی دفتری و ماشين نويسی دستگاه ها ، شرکتها و نهادهای عمومی به معلولين جسمی ، حرکتی.

تبصره 1. کليه وزارتخانه ها ، سازمانها ، موسسات و شرکتهای دولتی و نهادهای عمومی و انقلابی مجازند تا سقف مجوزهای استخدامی سالانه خود ، افراد نابينا و ناشنوا و معلولين ضايعات نخاعی واجد شرايط را رأسا به صورت موردی و بدون برگزاری آزمون استخدامی به کار گيرند.

  تبصره 2. سازمان مديريت و برنامه ريزی کشور موظف است سه درصد از مجوزهای استخدامی سالانه وزارتخانه ها ، سازمانها ، موسسات دولتی ، شرکتها و نهادهای عمومی و انقلابی را کسر و در اختيار سازمان بهزيستی کشور قرار دهد تا نسبت به برگزاری آزمون استخدامی اختصاصی برای معلولين واجد شرايط با همکاری سازمان مديريت و برنامه ريزی کشور اقدام و معلولين واجد شرايط پذيرفته شده را حسب مورد به دستگاه مربوطه معرفی نمايد.

  تبصره 3. سازمان بهزيستی کشور مجاز است در قالب اعتبارات مصوب خود ، صندوق فرصت های شغلی معلولان و مددجويان بهزيستی را ايجاد و اساسنامه آن را به تصويب هيات وزيران برساند.

  تبصره 4. سازمان آموزش فنی و حرفه ای کشور موظف است آموزش های لازم فنی و حرفه ای را متناسب با بازار کار برای معلولان به صورت رايگان و تلفيقی تامين نمايد.

ماده 8. معلولان نيازمند واجد شرايط در سنين مختلف می توانند با معرفی سازمان بهزيستی کشور از آموزش رايگان در واحدهای آموزشی تابعه وزارتخانه های آموزش و پرورش ، علوم ، تحقيقات و فناوری ، بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی و ديگر دستگاه های دولتی و نيز دانشگاه آزاد اسلامی ، بهره مند گردند.
تبصره . آيين نامه اجرايی اين ماده مشترکاً توسط سازمان بهزيستی کشور و وزارتخانه های مذکور و دانشگاه آزاد اسلامی ظرف مدت دو ماه پس از ابلاغ اين قانون تهيه و به تصويب هيات وزيران خواهد رسيد.
ماده 9. وزرات مسکن و شهرسازی ، بانک مسکن و بنياد مسکن انقلاب اسلامی موظفند حداقل ده درصد از واحدهای مسکونی احداثی استيجاری و ارزان قيمت خود را به معلولان نيازمند فاقد مسکن اختصاص داده و با معرفی سازمان بهزيستی کشور در اختيار آنان قرار دهند.

تبصره 1. سيستم بانکی کشور مکلف است ، تسهيلات اعتباری يارانه دار مورد نياز احداث و خريد مسکن معلولان را تأمين کند و به معلولان يا تعاونی های آنها و يا موسسات خيريه ای که برای معلولان مسکن احداث می نمايند پرداخت کند.

  تبصره 2. سازمان ملی زمين و مسکن موظف است زمين مورد نياز احداث واحدهای مسکونی افراد معلول فاقد مسکن را به نرخ کارشناسی تهيه و در اختيار افراد مذکور يا تعاونی ها و موسسات خيريه ای که برای آنان مسکن احداث می نمايند قرار دهد.

  تبصره 3. معلولان از پرداخت هزينه های صدور پروانه ساختمانی ، آماده سازی زمين و عوارض نوسازی معاف می گردند.

  تبصره 4. سازمان بهزيستی کشور موظف است در قالب اعتبارات مصوب خود در قوانين بودجه سالانه و کمکهای يارانه ای اشخاص حقيقی و حقوقی نسبت به احداث واحدهای مسکونی برای معلولان و مددجويان اقدام و مالکيت يا بهره برداری آنها را مطابق آيين نامه ای که سازمان بهزيستی کشور با همکاری وزارت مسکن و شهرسازی و سازمان مديريت و برنامه ريزی کشور تهيه و به تصويب هيات وزيران می رسد به معلولان و مدد جويان واحد شرايط واگذار نمايد.

ماده 10. ميزان کمک هزينه (يارانه) پرداختی سازمان بهزيستی کشور به مراکز غيردولتی (روزانه و شبانه روزی) بابت نگهداری ، خدمات توانبخشی و آموزشی و حرفه آموزی معلولان همه ساله با درنظر گرفتن نرخ تمام شده خدمات و تورم سالانه مشترکا توسط سازمان بهزيستی کشور و سازمان مديريت و برنامه ريزی کشور وزارت بازرگانی تهيه و قبل از خرداد ماه هر سال به تصويب هيات وزيران خواهد رسيد.
ماده 11. مرکز آمار ايران مکلف است در سرشماری های عمومی جمعيت کشور به نحوی برنامه ريزی نمايد که جمعيت افراد معلول به تفکيک نوع معلوليت آنها مشخص گردد.

ماده 12. سازمان صدا و سيمای جمهوری اسلامی ايران موظف است حداقل دو ساعت از برنامه های خود را در هر هفته در زمان مناسب به برنامه های سازمان بهزيستی کشور و آشنايی مردم با توانمنديهای معلولين اختصاص دهد.

ماده 13. سازمان بهزيستی کشور موظف است با ايجاد ساز و کار مناسب ، نسبت به قيموميت افراد معلول اقدام نمايد ، دادگاهها موظفند در نصب يا عزل قيم افراد معلول صرفا از طريق سازمان مذکور عمل و مبادرت به صدور حکم نمايند.

تبصره 1. سازمان بهزيستی کشور موظف است جهت دفاع از حقوق افراد معلول ، در محاکم قضايی وکيل تعيين نموده و به دادگاه مربوطه معرفی کند.

  تبصره 2. آيين نامه اجرايی اين ماده ظرف مدت سه ماه مشترکا توسط سازمان بهزيستی کشور و وزارت دادگستری تهيه و به تصويب هيات وزيران خواهد رسيد.

ماده 14. موديان مالياتی می توانند از طريق سازمان بهزيستی کشور و با نظارت آن جهت احداث مراکز توابخشی ، درمانی و حرفه آموزی و مسکن مورد نياز افراد معلول اقدام نمايند . گواهی هزينه موديان مالياتی در موارد فوق که به تاييد سازمان بهزيستی کشور رسيده باشد به عنوان هزينه قابل قبول ماليايت آنان تلقی می گردد.

تبصره . آيين نامه اجرايی اين ماده مشترکا توسط سازمان بهزيستی کشور و وزارت امور اقتصادی و دارايی ظرف مدت سه ماه پس از ابلاغ قانونی تهيه و به تصويب هيات وزيران خواهد رسيد.

ماده 15. روسای سازمانهای بهزيستی استانها مجازند در جلسات شورای برنامه ريزی و توسعه استان و گروه های کاری آن به عنوان عضو شرکت نمايند.

تبصره . به منظور کمک به اشتغال معلولان و مددجويان رئيس سازمان بهزيستی کشور مجاز است در جلسات شورای عالی اشتغال شرکت نمايد.

ماده 16. اعتبار مورد نياز اجرای اين قانون از محل منابع زير تامين می گردد:

1. محل اعتباراتی که دستگاهها و نهادها حسب وظايف قانونی در قوانين بودجه سالانه منظور می نمايند.
2. از محل اعتبارات هزينه ای و تملک سرمايه ای سازمان بهزيستی کشور که تاکنون از محل اعتبارات مذکور خدمات لازم را به معلولان ارايه می داده است.

  3. از محل وجوه واصله از اجرای طرح هدفمند کردن يارانه ها در کشور.

  4. از محل صرفه جويی در هزينه های دستگاه ها و شرکتهای دولتی و نهادهای عمومی که ميزان سالانه آن برای هر يک از دستگاه ها و شرکت ها و نهاد ها را هيأت وزيران مشخص می نمايد.

  تبصره 1. آيين نامه اجرايی اين ماده توسط سازمان بهزيستی کشور و سازمان مديريت و برنامه ريزی کشور تهيه و به تصويب هيات وزيران خواهد رسيد.

  تبصره 2. آن تعداد يا بخشی از مواد اين قانون که نياز به اعتبار جديدی داشته باشد مادامی که اعتبار لازم از محل منابع مذکور در اين ماده .تامين نگردد ، اجرا نخواهد شد.

:: گزارش - مصاحبه - مقاله اجتماعی : قهوه خانه، ميراث فرهنگ عامه / غفلت از کارکردهای اجتماعی قهوه خانه ها ::

قهوه خانه، ميراث فرهنگ عامه / غفلت از کارکردهای اجتماعی قهوه خانه ها

تبريز - خبرگزاری مهر: قهوه خانه ها از ديرباز نقشی موثر در جامعه ايرانی داشته اند اما امروز جامعه نگاه چندان مثبتی نسبت به اماکنی که گوشه ای از ميراث فرهنگ عامه است ندارد.
به گزارش خبرنگار مهر در تبريز، قهوه خانه ها از روزگاران قديم محلی برای بروز اتفاقات و جنبشهای مردمی در دوره های مختلف بوده است. قهوه خانه ها آنچنان که مرسوم شده فقط محل قليان و توتون نبود بلکه اغلب فعاليتهای فرهنگی چون نقاله خوانی، پرده خوانی، شعرخوانی و انتقال مفاهيم فرهنگی در آن رايج بوده است.

هر چند اين روزها نقش فرهنگی قهوه خانه ها ها کمرنگ شده و هزار قهوه خانه استان بيش از هر چيز محلی برای وقتگذرانی شده اما هنوز هم "تاريخ شفاهی" مهمترين ميراث يک قوم و ملت است.

وقتی تاريخ شفاهی و نقل "سينه به سينه" رنگ می بازد ديگر چه انتظاری می توان داشت از جوانانی که "جومونگ" را بيش از "آرش" و "رستم" و "رابين هود" را بيشتر از "قاچاق نبی" و"کورواغلو" می شناسند!

قهوه خانه؛ گوشه ای از ميراث فولکلور

قليانها صف به صف کنار هم روی ميز ايستاده اند و صدای استکان و نعلبکی فضا را پر کرده. گوشه ای از کافه بحث بالا گرفته و نظريه ای کنکاش می شود.

اينجا ميراث گذشتگان و پدرانمان دست نخورده همچون روزگار پيشين نسل به نسل چرخيده و همه زنده اند و به حيات خود ادامه می دهند. نام هر کسی را می پرسيم و سراغ هر شخصی را که می گيريم بی آنکه نامی از نام خانوادگی خود ببرند همه با صميميت نام خود را می گويند. گويی در اين منطقه ممنوعه که هر گاه نامی از آن می بريم و می گوييم "قهوه خانه" نگاهی غريب نصيبمان می شود، عناوين و سمتها فراموش شده و همه تنها نام کوچک خود را با صلابت می گويند.

وارد قهوه خانه باستان که می شويم عباس آقا با عجله به سمت گوشه ای از کافه می دود و در حالی که پرده جمع شده را باز می کند و با آن ديواری در وسط قهوه خانه می کشد با صدای بلند به همه اعلام می کند: "بخش خانواده به راه است"...

کافه باستان در تبريز جزو معدود قهوه خانه هايی است که اجازه ورود به خانمها داده می شود و با پرده بخشی از کافه را جدا کرده و امکان حضور را برای آنان فراهم می کند. باستان 50 ساله است و پيش از اين نيز پاتوق بزرگانی چون مرحوم غلامحسين ساعدی و غلام يحيی بوده است.

حميد عدل راد، مدير کافه می گويد: پس از گذشت نيم قرن "باستان" هنوز هم محفل هنرمندان است و نقاشان و بازيگران تئاتر و تلويزيون تبريز به اينجا می آيند. خودمانی بگويم باستان پاتوق هنرمندان است.

حميد با تاکيد بر اينکه قهوه خانه های قديمی هنوز هم فضای امنی دارند ادامه می دهد: البته باستان ميزبان کارگران، بازنشستگان ارتش، معلم، بازاری، معمار، دانشجو، فرش بافان و گردشگران داخلی و خارجی نيز هست.

مردانگی به ريش نيست!

سر ظهر است و قهوه خانه لطفی نسبتا خلوت و قليانها تعطيل روی ميز وسط کافه نشسته اند. پدر و پسر قهوه خانه را اداره می کنند. عباس لطفعلی زاده(پدر) 53 سال است که اين قهوه خانه را دارد. او 80 ساله است و متولد گنجه ی آذربايجان. از مهاجرين محسوب می شود و از ابتدا شغل او و خانواده اش همين بوده است.

عباس آقا به علت کهولت سن قادر به پاسخگويی نيست و بيوک آقا پسر ارشد وی سوالهای ما را جواب می گويد. می دانيم که لطفی همان کافه ای است که روزگاری پاتوق صمد بهرنگی بوده است.

بيوک آقا دو چای قندپهلو روبرويمان می گذارد و می گويد: بيشتر مشتريان ما افراد ثابتی بوده و اغلب بازاری يا قشر فرهنگی هستند.

نقش قهوه خانه ها را درحال حاضر محلی برای ديدار و ملاقات افراد می داند و شايد هم وقتگذرانی و با تاکيد می گويد: قديمترها حدود 40 سال پيش قهوه خانه ها اين طور نبود که هر کسی بخواهد بتواند واردش شود. آن دوره ها که قهوه خانه ها محل دور هم جمع شدن "مردها" بود همه فرهنگ قهوه خانه و ورود به آن را می دانستند.

وی به رسم قهوه چيها در همان زمان اشاره می کند و می گويد: شاگرد قهوه چی دم درب ورودی می ايستاد و شانه ای دستش می گرفت و به هر مشتری که قصد ورود به قهوه خانه را داشت می داد، اگر شانه در ريش مشتری می ايستاد می توانست وارد شود چرا که نشانه پختگی او بود.

بيوک آقا نقل می کند: روزی پسری به قهوه خانه ای آمده که ريش نداشت شانه را که دستش می دهند و فلسفه اش را می گويند و پسر شانه را به زور و با زخمی کردن پوست روی صورت نگه می دارد و قهوه چی او را با نام مرد راه می دهد!

وی يادآور می شود: مشتريها را خودمان انتخاب کرده و از ورود افراد نا مناسب و معتاد جلوگيری می کنيم.

وی اضافه می کند: البته اين طور نيست که اين خودداری را با نصب تابلو اعلام کنيم. روش قهوه خانه دارها در نوع پذيرايی آنهاست. نوع آوردن چای و زمانی که طول می کشد تا آن را بياوريم به مشتری می فهماند که می تواند باز هم به آنجا بيايد يا بار اول و آخر اوست!

بيوک آقا وجود قهوه خانه ها در جامعه را موثر اما وابسته به مشتری می داند و می گويد: اگر مشتريها فرهنگ و سنت و ذات قهوه خانه را بدانند و رعايت کنند قهوه خانه می توانند نقش مفيد و موثری داشته باشند.

اينجا پاتوق صمد بهرنگی بوده. "بيوک آقا" امانتدار خوبی است چون کتابی را که با امضای صمد در دوران کودکی هديه گرفته هنوز حفظ کرده است.

قهوه خانه، محل داد و ستد و البته امور خيريه

"بلند نظر" قديمی ترين قهوه خانه تبريز است و سنی بالای صد سال دارد.

ساعت 11 است و قهوه خانه مملو از جمعيت. به هر ميزی که چشم بدوزی بساطی پهن شده و هرکسی در بساطش چيزی دارد. يکی تسبيح و ديگری انگشتر عقيق و آن يکی عطر. در کافه "بلند نظر" هنوز داد و ستد رنگ نباخته و شور زندگی در آن جريان دارد.

از زمانی که "نجفی زاده" بزرگ صاحب قهوه خانه بلند نظر فوت کرده پسرانش محمد،علی و سعيد آنجا را اداره می کنند.علی سنتهای قديمی ای را که همچنان در قهوه خانه شان زنده است ياد آور می شود و از مراسم گلريزان می گويد و نقاله خوانی.

در مدت حضورمان در قهوه خانه بلند نظر خانواده ای برای صرف چای به آنجا می آيند و علی در خصوص پذيرايی از خانمها در قهوه خانه توضيح می دهد: از آنجا که اين خانواده گردشگر هستند برای جذب گردشگر و تبليغ فرهنگ آذربايجان با ورود خانمها به کافه ممانعت نمی کنيم اما برای پيشگيری از اتفاقات مختلف پذيرای همشهريهای خود نيستيم.

علی با اشاره به نبود تفريحات سالم و فضای فرهنگی مناسب برای جذب جوانان خاطرنشان می کند: به علت کمبود موقعيت برای فعاليتهای فرهنگی و تفريحات سالم جوانان از پارکها به قهوه خانه ها پناه آورده اند که فضای امن و سالمتری دارد.

وی ادامه می دهد: بين خودمان بماند برخلاف تصور اکثر مردم فساد در قهوه خانه ها کمتر از پارکهاست. در کافه ها هر کسی رفت و آمد نمی کند و مشتريها شناخته شده هستند اما در پارک اين طور نيست و همين موضوع باعث شده مشتريهای جوان بيش از افراد مسن باشد.

کافه بلند نظر به دليل حفظ فضای سنتی اش و تابلوهای نقاشی قديمی که درسرتا سر قهوه خانه نصب شده پذيرای گردشگران خارجی از جمله صربستان، آذربايجان، آلمان و ازبکستان بوده است.

فرهنگ اصيل کافه ها کمرنگ شده است

شهرام خزرايی بازيگر تئاتر و تلويزيون است و به گفته خودش بيش از 20 سال است که به کافه می رود. وی معتقد است به علت تعداد زياد قهوه خانه ديگر فرهنگ قديمی قهوه خانه ها در آنها حاکم نيست و می گويد: اما قهوه خانه که قدمت زياد دارند هنوز هم محل رسيدگی به مشکلات روزمره هستند.

به عقيده وی گرچه هنوز هم قهوه خانه به عنوان محلی برای جمع شدن اهالی فرهنگ و هنر و بحث ها و انتقادات هستند اما معمولا هيچگاه بحثی به نتيجه نمی رسد و اکثر آنها بی سر و ته هستند.

خزرائی می گويد: کاربری قهوه خانه در فرهنگ ماتغيير کرده. قبلا انسانهای بسيار بزرگی در تاريخ شهرمان بودند که محل استقرار و تبادل افکارشان قهوه خانه بوده است. اما اکنون تبادل اطلاعات روزمره و آکادميک به سمت خانه ها و سالنها سوق پيدا کرده و فرهنگ اصيل آن از بين رفته است و کافه بيشتر تبديل به محلی شده که افراد برای ساعاتی به آنجا بيايند و استراحت و تمدد اعصاب کنند.

اين هنرمند تبريزی يادآور می شود: نسل بيکار و افراد بيکارمان هم زياد شده. الان بيشتر افرادی که به قهوه خانه می آيند جوانانی هستند که مشکل اقتصادی داشته و دنبال کار می گردند.

خزرائی معتقد است قهوه خانه می توانند محل مناسبی برای انتقال مفاهيم فرهنگی باشند چون جايی است که مسافران با فرهنگهای مختلف به آن می آيند اما يادآور می شود: البته الان قهوه خانه در انتقال اين مفاهيم چندان موفق نيستند زيرا اغلب کارگرانی در قهوه خانه مشغول هستند که چون تاريخچه قهوه خانه را نمی دانند برخورد غيرفرهنگی و گاهی پرخاشگرانه با مشتری دارند. به نظر من کسانی که در قهوه خانه کار می کنند بايد افرادی با برخورد اجتماعی مناسب و مودبانه باشند.

وی ادامه می دهد: بسياری از جوانها در کافی شاپها راحت هستند اما اين را هم بايد در نظر داشت که همه نمی توانند به کافی شاپ بروند و رفتن به قهوه خانه از نظر اقتصادی برايشان به صرفه تر است.

خزرايی می گويد: امروز چيز زيادی از افکار فرهنگی بزرگی که در قهوه خانه رد و بدل می شد به جای نمانده. اگر قهوه خانه ها با همين شيوه ادامه دهند بود و نبود آنها تاثيری به حال فرهنگ و جامعه ما نخواهد داشت. بايد تلاش کنيم که قهوه خانه قديمی را نگه داشته و آنها را به سمت چيزی که بودند سوق دهيم.

اما حبيب حسينی نظر ديگری دارد. وی دکتر داروساز بازنشسته است و اوقات خود را در قهوه خانه می گذراند و پاتوقش قهوه خانه جمشيدی است. وی اطمينان می دهد که فضای قهوه خانه سالم و امن است و برای اثبات ادعای خود ما را به داخل قهوه خانه می برد تا از نزديک شاهد آن باشيم.

حسينی می گويد: تمام کسانی که به اينجا می آيند افراد تحصيل کرده هستند و مدرک تحصيلی بالای ديپلم دارند. وی نبود امکانات کافی تفريحی را علت حضور گسترده اقشار مختلف جامعه به قهوه خانه ها می داند و تاکيد می کند: وقتی محافل مختلف تفريحی و فرهنگی کافی و مناسب وجود ندارد افراد به قهوه خانه ها پناه می آوردند که فضای امن تر و سالمتری نسبت به پارک ها دارند.

وی خاطرنشان می کند: قهوه خانه اغلب محل تبادل افکار اقتصادی، اجتماعی و سياسی که قابل دريافت در اجتماع نيست می باشد.

حبيب از سنتهای قديمی قهوه خانه ها همچون مراسم گلريزان و داد وستد و لوطی منشی ها نقل کرده و می گويد: مردم از قهوه خانه ها فاصله گرفته اند و جامعه و دولت به دليل فاصله گرفتن از اين مکانها به ديد منفی به آن می نگرند در حالی که هنوز مراسم گلريزان، داد و ستد و لوطی منشی ها زنده اند.

نگاه جامعه به قهوه خانه ها سياه است

حاج آقا عاشقی رئيس صنف قهوه خانه داران استان به گرمی پذيرايمان می شود و قبل از هر چيز فهرستی از قديميترين قهوه خانه های تبريز در اختيارمان می گذارد.

وی کارکرد قهوه خانه ها در گذشته را کاربردی تر می داند و می گويد: قهوه خانه ها در قديم محلی برای داد و ستد و جمع شدن افراد بودند که استراحت کرده و به محل کار بازمی گشتند.

عاشقی ادامه می دهد: در کافه ها کارهای خير مانند گلريزان، جمع آوری جهيزيه و کمک به نيازمندان زياد صورت می گرفت که البته حالا هم اين گونه کارها در بسياری از کافه ها هنوز رواج دارد.

وی خود از کافه داران قديم است دل پری از موضعگيريهای يکطرفه نسبت به قهوه خانه ها دارد.

از نقاله خوانی و پرده خوانی و حضور عاشيق ها در قهوه خانه ها که می پرسيم می گويد: در برخی از قهوه خانه ها نقاله خوانی و شعرخوانيهای مذهبی صورت می گيرد اما اماکن اجازه اجرای موسيقی های زنده سنتی و عاشيق خوانی در قهوه خانه را نمی دهد.

رئيس انجمن صنفی قهوه خانه داران ادامه می دهد: اداره بهداشت به کافه ها اجازه نمی دهد تا معماری سنتی و فضای قديمی و ديوارهای خود را حفظ کنند.

وی از تقاضای ساليانه بيش از 200 مراجعه کننده برای دريافت مجوز راه اندازی کافه خبر می دهد و می گويد: دارايی، شهرداری و بهداشت متوليان بررسی و صدور مجوز هستند که متاسفانه اداره بهداشت با مشکل تراشی از راه اندازی قهوه خانه ها جلوگيری می کند.

عاشقی با حسابی سر انگشتی از فعاليت بيش از 1000 قهوه خانه مجوز دار در استان خبر می دهد و می گويد: البته تعداد قهوه خانه های فعال بدون مجوز هم در سطح شهر کم نيست!

حاج آقا عاشقی با لحنی مطمئن تاکيد می کند که قهوه خانه ها می توانند معرف سنت آذريها باشند و برای حسن ختام حرفهايش اضافه می کند: قهوه خانه می توانند فرهنگ ما را به نسلهای ديگر منتقل کنند.

قهوه خانه محل نقد و مناظره بود

تا اسم قهوه خانه را می بريم بهروز خاماچی، محقق و پژوهشگر تاريخ تبريز با علاقه خاصی می گويد: قهوه خانه! من در قهوه خانه ها بزرگ شده ام.

از خاطراتش می گويد و از سنتهای قديمی قهوه خانه ای و ادامه می دهد: قديمترها دو نوع درويش وجود داشت. درويش محرمی و درويش خرمن که درويش محرمی اشعار مذهبی می خواند و درويش خرمن زمان برداشت محصول بر سر زمين می رفت و شعر می خواند و پول می گرفت.

خاماچی نقل می کند: قهوه خانه هايی که شاعرانی چون صمد بهرنگی، آل احمد و غلامحسين ساعدی در آن رفت و آمد داشتند به خاطر داشتن فضای سنگين و پر انتقاد هر کسی تاب تحمل فضا را نداشت. چرا که تمام افراد زير ذره بين آنان قرار گرفته و بيرحمانه نقد می شدند.

هر صنفی قهوه خانه خاص خود را داشت و هنوز هم در بسياری از قهوه خانه ها اصناف پاتوق خاص خود را دارند. قهوه خانه ريجانی پاتوق تجار است و گجيل پاتوق مقنيها و... .

وی خاطرنشان می کند: قهوه خانه ها فضای نا امنی نداشته و برخلاف تصور عموم، معتادان به قهوه خانه راه داده نمی شود. قهوه خانه با توجه به مشتريان خاص خود فضاهای فرهنگی و اجتماعی متفاوتی دارند و کمکهای خيريه از جمله ميراثی است که قهوه خانه ها از گذشتگان آن را به ارث برده اند و البته قسمتی از آن به حسينيه ها کشيده شده است.

 ------------------------------------

گزارش: سبا حيدرخانی، ياسمين السادات مولانا


 

 

  
تسهيلات مطلب
ساير مطالب اين بخش ساير مطالب اين بخش
نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
ارسال به دوستان ارسال به دوستان


كد امنيتي را در كادر بنويسيد >
::
دفعات مشاهده: 312 بار   |   دفعات چاپ: 96 بار   |   دفعات ارسال به ديگران: 28 بار   |   0 نظر
اولين سايت مددكاري اجتماعي ايران http://www.socialworkeriran.com
Static site map - Persian site map - English site map - Created in 0.09 seconds with 677 queries by AWT YEKTAWEB 2.0.6.5